سفرنامه زندگی

زندگی یک سفر است


چه بخواهیم چه نخواهیم همگی همسفریم .


راه ها بسیار است ...


یکی در راه بلند ، دیگری کوتاه است .


یکی در کوچه بن بست شکست در خواب است .


یکی در راه شتابان ، اجل دنبال است .


یکی در راه نیاز , یکی در راه تمنا زار است .


یکی در راه فریه دیگری هشیار است .



ولی من در عجبم...!



راه غم را چه کسی سد کرده، پر ترافیک کرده؟


همگی رهگذرند، کیست در این راه غوغا کرده ؟



آی مسافر راه را بسته ای


تو در این راه چه عجیب کوله بار را بسته ای


تو فراموش کردی


همگی رهگذر یک سفریم ....!



ولی اما راه عشق ابدی خالی بود ...


راه شادی مطلق کم از ساقی بود ...


راه دوستی کم از کاستی بود ...


من در چه راهی بودم ...؟

نمیدانم تو بگو ..!

بهار است بهار

زندگی کوچه پُـر پیچ و خمیـست


خــم هــر کــوچه بهار است بــهـار


بــیـد مــجنـون نـشــسـته لــب اب


سـایــه افـکـنــده بـه گــرد آفـتـاب


گــل پــیــچــک بــه پیچ گل یـاس


عطر ناب است بـهــار است بـهــار


مــاهی دلبـر کوچک به گرد گل رز


خنده بر لب زند رقص کند با اواز


شب و شمعدانی و مهتاب و غزل


ساز و سنتور و ستار است ستـار

گل نازم  خدا

گــل نــازم بــگــیر مــن را در اغـوش


بگیر دستامو من هستم چو مدهوش


بـگـیـر اروم شــوم بــا عــطـر جـانـت


ونــامــت مــیـدهــم سـر لـوح جـانـم


گـــل نـــازم نـــزار بـــی تـــو بــمــونم


تـــو بـــاغ زنـــدگـــی تــنـــها بــمـونم


نــدارم جـــز تــو کَـس، مـرحم دهنده


بــزارم ســـر بـــه روی شـــانـــه هایت


کــنـــم گـــریــه کــنــی پـاک دیـدگانم


چــو پـــر مــیــزنــم تــا اوج احـساس


بــگــیــر مــن را در اغــوشــت گـل ناز


بــه مــنــظـور میدهم عشق به گل ناز


و منــظورم "خـــدا "بـــود از گــل نــاز ..

خنده پر بغض

تنها که بشی به تنهایی عادت میکنی

عادت به نبود حتی سایه ات میکنی

راه عادت پایانی نداره

به پایان میرسی اما پایانی نداره

مـن عروسـکی بـه دسـت روزگارم

ولیـکـن نـقـش ادم در شـوره زارم


بـلـنـد مـیـخـنـدم امـا بـغـض دارم

کـجاسـت دسـتی کـشد بر اسـمانم

کنـد پـاک تـا شـود نـو دیـده گـانـم

خدایا در توانم نیست غصه خورن ،

به پایان کی رسد این نامه من ...؟