خنده پر بغض
تنها که بشی به تنهایی عادت میکنی
عادت به نبود حتی سایه ات میکنی
راه عادت پایانی نداره
به پایان میرسی اما پایانی نداره
مـن عروسـکی بـه دسـت روزگارم
ولیـکـن نـقـش ادم در شـوره زارم
بـلـنـد مـیـخـنـدم امـا بـغـض دارم
کـجاسـت دسـتی کـشد بر اسـمانم
کنـد پـاک تـا شـود نـو دیـده گـانـم
خدایا در توانم نیست غصه خورن ،
به پایان کی رسد این نامه من ...؟

+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۸/۱۲/۰۱ ساعت 7:7 توسط آتش