دلم برات تنگ شده
دلم برات تنگ شـده بود
گــفتـم بـه مـاه مـهـربون
اگـر شبی تــنها نــشست
بگیـره از "تو" یک نشون ...
دلم برات تنگ شده بود
گفتم بـه یـک ابـر سپید
بــه سوی "تو" گذر کنه
هـمون ره هــمــیشگی ...
دلـم برات تنگ شده بود
گفــتـم بــه بــاد گــذرون
گــذر کــنه ز کــوی "تو"
بیاره عـطــر مــوی "تو" ...
دلم برات تنگ شده بود
رفـتــم کــنــار پنــجــره
فریــاد زدم بــه آسـمون
ماه قشنگم رو بــرسـون
" دلم برات تنگ شده بود "

+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۸/۱۱/۲۲ ساعت 20:31 توسط آتش